حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت میدارم ...
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزابها
به بیراهه و راهها تاختن
بیتاب ٬ بیقرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بیقرار است
این گونه که من دوستت میدارم ...
"محمد شمس لنگرودی "
برچسب: حکایت باران بی امان است,حکایت باران بی امان است اینگونه که من دوستت دارم,
نویسنده: امیر قنبری
تاريخ: چهارشنبه
17 شهريور
1395 ساعت: 7:56